حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 78
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
با داريوش كه تازه از شام آمده بود و كمال اطاعت را ظاهرا به گئومات ميكرد هم قسم شده وارد عمارت او شدند دربان و خواجهها نتوانستند از آنها جلوگيرى كنند و داريوش خود را با يكى از همراهان باندرون رسانيده مغ را كشت ( 521 ق . م . ) در اين روز عدّه زيادى از مغها كشته شدند و آن روز را در سنوات بعد عيد ميگرفتند « 1 » هرودوت گويد پس از آن همقسمها جمع شدند تا در باب طرز حكومت شور كنند بعضى طرفدار حكومت مردم بودند و برخى بحكومت عدّه قليل ( اليگارشى ) عقيده داشتند ولى داريوش گفت براى پارس با اين وسعتى كه دارد حكومتى لازم است كه تصميمات آن افشاء نشود و بسرعت مجرى گردد بالاخره طرفداران عقيده او اكثريت يافتند بعد مذاكره شد كه كى شاه شود ( هوتانه ) كه طرفدار حكومت ملّى بود خود را كنار كشيد و بين شش نفر ديگر قرار بر اين شد كه در طليعهء صبح از شهر خارج شوند و چون بمحلّ معيّنى رسيدند اسب هركدام كه شيهه كرد صاحب آن شاه شود ميراخور داريوش اسب او را بمحلّ معهود برده بماديانى نشان داد و همين كه اسب داريوش به آن محل رسيد به ياد ماديان شيهه كشيد و داريوش شاه شد اين گفته هرودوت افسانه به نظر مىآيد : اگر در نظر آريم كه داريوش موافق شجرهء نسب خشيارشا پسر داريوش كه خود هرودوت آن را ذكر كرده از همقسمهاى مذكور نزديكترين شخص به تخت سلطنت محسوب و سردستهء اقدامكنندگان بر عليه بردياى دروغى بوده خيلى مستبعد به نظر مىآيد كه تقدّم او مورد اختلاف گرديده و لازم شده باشد در چنين امر مهمّى انتخاب را به شيهه اسبى واگذارند سوّم - داريوش اوّل - بزرگ مورّخين معتقدند كه كمتر سلطانى در عالم در به دو سلطنت به قدر داريوش با مشكلات عديده و طاقتفرسا مواجه شده باوجوداين داريوش بواسطه ارادهء آهنين و قوّت نفس بر كلّيّه موانع و مشكلات فايق آمد
--> ( 1 ) - منبع يونانى اين روز را ماگوفونى ناميده كه بمعنى مغكشى است